أبو علي سينا

22

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

باشند . جماعتى آنند كه به تنبيه ، از آن اخلاق بازايستند ، و جماعتى آنند كه قبح اين اخلاق را بدانند امّا بر ايشان متعذر « 1 » بود ، ترك اين اخلاق . و از اين جماعت آن قسم اوّل دوستى را بشايند « 2 » ، و آن قسم بازپسين ، اختلاط و مجاورت را نشايند چه ، ايشان به رياضت و جهد بسيار ، انتقال توانند كرد ، از اين اخلاق بد « 3 » ، روا بود كه ضررها از آن به تو رسد و از آن « 4 » كس كه به قوّت عاقلهء خويش ، وجودت فكر ، اخلاق ذميمه را از اخلاق حميده تميز كند ، و از بد احتراز كند ، أو دوستى را شايد « 5 » . و اين چنين كس ، كمتر ياوذ « 6 » ( ياود - ظ - يابد ) و آن كس كه تنبيه پذيرد هم دوستى را شايد . امّا بعد از قبول تنبيه و تبديل اخلاق بد به نيك . و امّا دو قسم تا بتوانى كرد ، با ايشان مخالطت « 7 » و مجالست مكن ، زيرا كه از ايشان باشند كه محبّ مدح و ثناء باشند ، زيادت « 8 » از استحقاق خويش ، و بر أمثال خويش تكبّر نمايند ، و باشند كه بر قوّت و مال خويش اعتماد دارند . كسانى را كه اين اخلاق باشد « 9 » ، ايشان را اعتقاد در « 10 » دوستان تباه و فاسد باشد . و هر كه نيكو شناسد ، طلب كردن چيزى كه أو را نشايد ، نفس أو سماجت « 11 » نكند به انقياد « 12 » چيزى كه بر وى واجب بود ، از حسد و لجاج خالى نبود . و اين اخلاق ، همه موانع باشند از انقياد ، حق را ، و چون هر آن وقت كه صاحب دو خلق مخالف ، با يكديگر مخالطت كنند ، ميان ايشان منازعت و مخاصمت « 13 » خيزد و دوستى حاصل نيايد . مثلا ، سخى و بخيل « 14 » و عالم و جاهل را كه هر چه سخىّ كند از بذل مال و اسداء معروف ، بخيل آن را به

--> ( 1 ) - باشد . ( 2 ) - نشايند . ( 3 ) - به دو روا . ( 4 ) - و آن كس كه . ( 5 ) - نشايد . ( 6 ) - ياود . ( 7 ) - مخالطه . ( 8 ) - زياده . ( 9 ) - باشند . ( 10 ) - أصل - ايشان را در . ( 11 ) - سماحت . ( 12 ) - بانقياد . ( 13 ) - أصل - منازعتى و مخاصمتى . ( 14 ) - بخيل و سخىّ .